تا مدتها توسعه مقوله ای صرفاً اقتصادی تلقی می شد و کشورهای
مختلف تنها از این جنبه به آن توجه می-کردند. بهعبارتی، پیشرفت اقتصادی یگانه ملاک
توسعۀ هر جامعه قلمداد می شد و تصور غالب این بود که می توان به مدد الگوهای مختلف
توسعه اقتصادی، رشد تکنولوژی، انباشت ثروت و مواردی از این قبیل به اهداف یک جامعه
توسعه یافته نایل آمد.
اما به تدریج نگاه یک سویه به توسعه و تاکید بیش از حد بر
مسایل اقتصادی، باعث بروز مشکلاتی در عرصه های اجتماعی و زیست محیطی برای کشورهای
پیشرفته شد. از سوی دیگر، استفاده از این الگوی توسعه توسط برخی کشورها به طور
ناآگاهانه، بر توسعه هماهنگ این کشورها اثراتی منفی گذارد.
این مشکلات از آنجا نشأت می گرفت که
نقش کلیدی فرهنگ در قوام جامعه مورد غفلت قرار گرفته بود. می توان گفت فرهنگ به
عنوان گنجینه ای از دستاوردهای مادی ومعنوی بشری ـ که باورها، ارزشها، نگرشها و
هنجارهای مورد قبول یک جامعه را در طول تاریخ بوجود آورده است ـ نوع رفتار مردم آن
جامعه را مشخص می کند.